شما اینجا هستید: خانه » مطالب کلی » طنز؛ تغيير نام «ريزگرد» به «گرد و غبار»

طنز؛ تغيير نام «ريزگرد» به «گرد و غبار»



احمدرضا كاظمي در ستون طنز روزنامه قانون نوشت: گويا به تازگي حس حدادعادلي سازمان محيط زيست گل كرده و اين سازمان نامه‌اي به وزارت بهداشت زده و درخواست كرده كه نام «ريزگرد» به «گرد و غبار» تغيير پيدا كنه. اين مساله شايد براي خيلي‌ها جاي سوال داشته باشه و كار مسخره و پوچي به نظرشون بياد. براي همين بنده به‌جاي شما به مغزم فشار آوردم و فكر كردم اين تغيير نام چه دلايلي ميتونه داشته باشه كه به نتايج جالبي رسيدم:

اول: دليل ادبي

ببينيد كلمه «گَرد» خودش در خودش معني ريزي رو هم داره! شما وقتي بهتون بگن مثلا گَرد گرفته فلان جارو ياد چي ميفتيد؟ طبيعتا ياد يه سري ذرات خيلي ريز! قطعا ياد تخته‌سنگ كه نميفتيد، پس استفاده از صفت ريز براي گَرد يه جورايي از نظر ادبي حشو محسوب ميشه! پس مي‌بينيد كه تقاضاي سازمان محيط‌زيست همچين بی‌اهمیت هم نبوده! فقط مشكل اينجاست كه اين موضوع بيشتر در حوزه مسئوليت فرهنگستان زبان و ادب (سازمان تبديل نوتلابار به نان داغ-شكلات داغ) تعريف ميشه و ربطي به سازمان محيط‌زيست نداره و اين درخواست دوستان شايد يه‌جور تداخل صنفي محسوب شه.

دوم: دليل علمي

يكي از کارای قديمي در مبارزات استفاده از رجز و كُري خوني بوده. اقدامی كه به منظور تحقير كردن حريف و تضعيف روحيه‌ اون انجام ميشده! نمونه‌اش رو هم در شاهنامه فردوسي و هم در داربي استقلال پرسپوليس زياد ديديم! توي بحث مبارزه با ريزگرد هم همين هدف دنبال ميشه و مسئولان محترم سازمان محيط زيست ميخوان با تغيير نام ريزگردها به گرد و غبار، سطح اونا رو در حد خاك و خلي كه روي صندلي مبلِ توي پذيرايي نشسته پايين بيارن و خار و خفيفشون كنن! اصلا خيلي خوبه كه ما از اين روش براي تضعيف روحيه ساير معضلات زيست محيطي و حتي غير زيست‌محيطي هم استفاده كنيم تا مبارزه باهاشون راحت‌تر بشه! مثلا:

نگوييم «كوه‌خواري»، بگوييم «استعمال بلندي»

نگوييم «زلزله»، بگوييم «ويبره زميني»

نگوييم «سيل»، بگوييم «شماره 1 طبيعي»

نگوييم «خشكسالي» بگوييم «كم رطوبتي»

و در ادامه…

نگوييم «سرقت»، بگوييم «آفتابه دزدي»

نگوييم «مال مردم خواري»، بگوييم «آفتابه‌خواري!»

نگوييم «پارتي‌بازي»، بگوييم «فاميل‌ذليل»

نگوييم «اختلاس‌»، بگويم «پول‌ نديدگي»

نگوييم «فساد اداري»، بگوييم «انقضاي سازماني» نگوييم «زيرميزي»، بگوييم «حق‌الامپول‌زني».